به قلم دکتر حسین رویوران؛

چرا باید آزادی قدس و محو اسرائیل را نزدیک دانست؟

ایران 1444؛ تغییر معادلات منطقه ای به نفع محور مقاومت نیز کمک می کند تا سیاست حمایت از مقاومت فلسطین و عمق جبهه آن گسترش یابد و این تحول، حجم تهدیدات رژیم صهیونیستی را در آینده افزایش خواهد داد.

چرا روز قدس:

هر ساله مردم شریف ایران و جوامع آزاده جهان به ندای ملکوتی امام خمینی (ره) پاسخ داده و با مشارکت در تظاهرات و احیای روز قدس، یاد وخاطره آرمان آزادسازی فلسطین را از دست اشغالگران صهیونیست زنده می‌کنند. این سنت سیاسی-عبادی همچنان مورد تاکید همه بزرگان سیاسی و دینی به ویژه مقام معظم‌رهبری (دام‌ظله) قرار دارد و این پرسش‌هایی را مطرح می‌کند که چرا باید یاد قدس و فلسطین گرامی داشته شود و اینکه چرا همه مسلمانان بلکه آزادگان جهان در این‌باره باید احساس تکلیف کنند؟ و اساساً حضور هر چه بیشتر مردم در راهپیمایی روز قدس در برآیند نهایی چه تاثیری بر معادله رویارویی دارد تا هر ساله تکرار گردد؟

مقدمه:

نگاهی کلی به آرمان آزادسازی فلسطین بر اساس حوادث و تحولات کنونی در چند دهه اخیر نشان می دهد که رهایی قدس شریف از چنگال اشغالگران صهیونیست بیش از هر زمان نزدیک شده است.

مقوله گذشت زمان از سوی طراحان رژیم صهیونیستی به عنوان ابزاری برای جا افتادن این رژیم می دانستند اما واقعیت میدان بر خلاف آن نمایان کرده است.

برای شناخت این شرایط اگر بحران فلسطین را در چهار دایره متحد المرکزِ مؤثر در این بحران فرض کنیم و از دایره کوچک به بزرگ بررسی را شروع کنیم، به خوبی در می یابیم که این تصور یک حقیقت محض است که مبتنی بر وقایع میدان است.

۱دایره اول: شرایط رژیم صهیونیستی

انتخابات اخیر رژیم صهیونیستی که به پیروزی ائتلاف راست افراطی به رهبری نتانیاهو انجامید، این جریان را ترغیب کرد تا با تصرف قوه قضائیه کار را یکسره کند و سه قوه مقننه، اجرائی و قضائی را تحت کنترل کامل خود در آورد و بسیاری از پرونده فساد رهبران این جریان از جمله نتانیاهو را ببندد و از محاکمه قطعی نجات دهد.

این سخن برخی رهبران مخالف نتانیاهو در اینکه این کابینه ائتلاف جنایتکاران و مفسدان است، خیلی بی راه نیست چرا که علاوه بر نتانیاهو چندین نفر دیگر پرونده فساد باز دارند از جمله  ارئیل درعی رهبر حزب “شاس” که به حکم دادگاه عالی و به دلایل فساد از گرفتن هر پست دولتی ممنوع شده است.

اکنون او از طرف نتانیاهو به عنوان وزیر کشور گمارده شده و اساسا او با تحقق این شرط وارد ائتلاف شده که نتانیاهو پرونده فساد او را ببندد و احکام قضایی را ملغی کند.

یکی از جنجالی ترین تشکل های سیاسی ائتلاف راست حزب “عظمت یهودی ” به رهبری بزالل اسموتریچ و ایتمار بن غفیر است.

این ائتلاف در واقع حزب شهرک نشینان در کرانه باختری است و نگاهش این است که چیزی به نام ملت فلسطین وجود ندارد و باید با سرکوب شدید فلسطینیان، آنان را به کوچ اجباری به اردن وادار کرد و سرزمین مقدس را از اغیار! پاکسازی کرد و تخریب مسجد الاقصی را با سرعت باید انجام داد تا معبد سوم بر ویرانه های آن بنا گردد و در ظهور منجی ( ماشیح) تعجیل کرد.

حزب حریدی- دینی “یهودا هاتورات” نیز معتقدند که اجرای احکام دینی در روز شنبه در ترک استفاده از ابزارهای برقی و خودرو و کلا امور دنیایی قانونمند شود و همه یهودیان به ویژه اشکنازهای غربی باید به آن تمکین کنند.

طرح این نگاه ها پس از انتخابات با واکنش اجتماعی گسترده ای روبرو شده است چرا که اکثریت اجتماعی اکنون بر این باورشده که جریان راست افراطی دنبال تغییرات بنیادین برای انحصار قدرت است.

لایحه قضایی نتانیاهو که در پارلمان در حال تصویب است، دادگاه عالی را از مخالفت با مصوبه های پارلمانی منع می کند و اینگونه عملا قوه قضائیه تابعی از قوه مقننه می گردد.

مخالفان که چند ماه است به تظاهرات گسترده هفتگی در همه شهرهای این رژیم دست می زنند، معتقدند اقدامات نتانیاهو بنیاد دولت دمکراتیک ! را تهدید می کند و در پی برقراری “دولت غلبه” بجای دولت دمکراتیک است.

طرح و تصویب لوایح در پارلمان (کنست )برای تغییر ساختار قوه قضائیه و تابع کردن آن به اکثریت پارلمانی عملا دولت “قانون محور” را به دولت “اکثریت محور” تغییر خواهد داد و استقلال قوه قضائیه در نظارت بر قوه مجریه و محاسبه آن را از بین  می برد.

در برابر این شرایط، جامعه صهیونیستی دچار “شکاف عمودی” شده و اکنون تقابل سیاسی به سرکوب انجامیده و نفرت های اجتماعی از یکدیگر افزایش یافته است.

صهیونیستهای اشکنازی غربی که عموما از مذهب “اصلاح طلبی” تبعیت می کنند اکنون در برابر پیروان مذهب “حردیمی” و “ارتدوکسی” قرار گرفته و معتقدند که نتانیاهو اشکنازی به علت نیاز به این احزاب دینی برای تشکیل ائتلاف اکثریت پارلمانی، همه جامعه را قربانی جاه طلبی خود کرده است.

اشکنازها که ایجاد کننده اسرائیل در ۱۳۲۷ شمسی (۱۹۴۸م) بودند اکنون احساس می کنند که یا باید تسلیم جریانهای افراطی شوند و یا چمدانهای خود را ببندند و از اسرائیل مهاجرت کنند.

تظاهرات گسترده و واکنشهای پر زد و خورد به این علت است که اشکنازها که تقریبا بر ساختار کشوری و لشکری تسلط گسترده دارند اکنون احساس تهدید جدی می کنند و در واقع از موجودیت خود دفاع می کنند.

علاوه بر تظاهرات اکنون عمده افسران احتیاط و خلبانان و نیروهای امنیتی و اساتید دانشگاه و بسیاری از افراد نهادهای دیگر از رفتن به خدمت نظام وظیفه خودداری می کنند که این اقدامات برای اولین بار بحث “فروپاشی نظام از داخل” را به صورت جدی مطرح می کند.

خودداری خلبانان هواپیماهای مسافربری برای انتقال نتانیاهو به اروپا، نخست وزیر این رژیم  و محاصره خانه نخست وزیر، پارلمان و ساختمان هیئت دولت جزو اخبار روزانه این رژیم شده است.

تاکید گالانت وزیر جنگ و هرتزی هالیوی رئیس ستاد این رژیم و چند مسئول امنیتی دیگر بر ضرورت تجدید نظر در تصمیم تغییرات قضایی نشان می دهد که شکاف وارد حریم دولت شده است.

هرتزوگ رئیس جمهور این رژیم نیز اعلام کرده که اسرائیل هیچگاه شاهد چنین تهدید از داخل نبوده است و اگر جناح راست به لجبازی خود در برابر اکثریت معترض ادامه دهد احتمال فروپاشی نظام عینیت می یابد.

عقب نشینی سیاسی نتانیاهو از طریق اعلام تعلیق اصلاحات قضایی برای مدت چند ماه قطعا شرایط ملتهب سیاسی را مهار نمی کند چرا که عوامل شورش اجتماعی تنها اصلاحات قضایی نیست بلکه مجموعه ای از عوامل بنیادی است که امکان اجماع سازی در باره آنها سخت به نظر می رسد.

۲دایره دوم: گسترش مقاومت در فلسطین

در دایره دوم یعنی در کل مساحت تاریخی فلسطین، رژیم صهیونیستی برای اولین بار در برابر اجماع حد اکثری مردم فلسطین بر مقاومت روبرو شده است.

تا چند سال پیش مقاومت در فلسطین در انحصار اقلیت چپگرا یا ناسیونالیست های عرب بود اما از چهار دهه پیش مقاومت اسلامی وارد میدان شد و اکثریت مردم بر مقاومت اجماع پیدا کردند.

وجود مقاومت مسلح به انواع موشک ها در نوار غزه خواب را از چشمان این رژیم گرفته است و تلاش دارد جریان مقاومت در غزه را ریشه کن کند.

انجام حملات پی در پی نظامی و ناموفق در دو دهه اخیر عملا به گسترش پدیده مقاومت انجامیده است.

اکنون مقاومت معادله بازدارندگی خوبی در غزه با دشمن برقرار کرده و در برابر ضربات دشمن، ضربات جدی تر به مراکز نظامی، دولتی و شهرهای اصلی و پر جمعیت رژیم صهیونیستی وارد می کند.

این تحول موجب شده تاهمواره در زمان درگیری با درخواست آتش بس از سوی دشمن همراه شده است.

البته در دو دهه اخیر مردم در نوار غزه به علت این حملات آسیب های جدیدی دیده و به علت محاصره، قادر به بازسازی نیستند اما علیرغم این شرایط طاقت فرسا، مردم غزه همچنان به پایداری و دفاع از مقاومت ادامه می دهند.

جامعه فلسطینی در کرانه باختری امروز در محور تحولات در سرزمین اشغالی قرار فلسطین دارند.

این جامعه پیام ده سال پیش رهبری انقلاب را شنیده و بر اساس آن یک مقاومت مسلحانه در کرانه باختری ایجاد کرده و اکنون این مقاومت، رژیم صهیونیستی را دچار وحشت کرده است.

گسترش مقاومت در کرانه باختری به علت موقعیت این منطقه و اشراف آن بر کل فلسطین و جمعیت سه میلیونی آن، ظرفیت تغییر بسیاری از معادلات را دارد.

اکنون روزی نیست که دهها عملیات علیه این رژیم در کرانه باختری انجام نگیرد و تعدادی از صهیونیستها کشته یا زخمی نشوند.

البته در این فرایند جهاد و مبارزه، تعداد شهدای کرانه باختری نیز افزایش یافته اما این تلفات خللی در اراده مقاومت ایجاد نکرده است.

دولت سازشکار محمود عباس در کرانه باختری از لحاظ سیاسی به شدت منزوی شده و دچار ریزش جدی شده است.

اعلام تشکل  فرا سازمانی “عرین الاسود” یا بیشه شیران به عنوان نمونه حقایق را نمایان می سازد.

این سازمان مقاومتی بمجرد اعلام موجودیت با اقبال بسیاری از داوطلبان به ویژه از جریان فتح مواجه شده و این پدیده عملا دولت خودگردان فلسطین را دچار چالشهای جدی کرده است.

سازمان بیشه شیران دو هفته پس از اعلام موجودیت رژه نظامی صدها نفر از نیروهای خود را در شهر نابلس به نمایش گذاشت.

دایره سوم: تحولات منطقه و آرمان فلسطین

در دایره سوم که منطقه جنوب غرب آسیا را در بر می گیرد سیر تحولات سیاسی و معادلات نظامی در این منطقه به نفع جریان مقاومت است.

امضای توافق اخیر میان ایران و عربستان شاخص مهمی در این زمینه است که نشان می دهد سرکرده مقابله با ایران و مقاومت در نهایت تسلیم شد.

رژیم حاکم در ریاض در یک دهه اخیر بیش از صد میلیارد دلار در سوریه هزینه کرد تا نظام اسد را سرنگون کند و یک رژیم طرفدار خود در دمشق به قدرت برسانداما به علت حمایت ایران و روسیه از نظام اسد ناکام شد.

در این فرایند که ۸۲ کشور جهان به صورت مستقیم مشارکت داشتند و به گفته حمد بن جاسم نخست وزیر سابق قطر بیش از ۱۴۰ میلیارد دلار با دستور مستقیم امریکا هزینه شد که عمده آن را عربستان و قطر تامین کردند و نزدیک به ۱۵۰هزار نفر تکفیری با انواع سلاحهای پیشرفته مجهز و به سوریه اعزام شدند و با تطمیع بخش قابل توجهی از ارتش سوریه ریزش کرد اما علیرغم گستردگی توطئه نظام اسد در نهایت پیروز شد.

همچنین عربستان با اعزام هزاران تکفیری به عراق و انجام چند هزار عملیات انتحاری در این کشور دنبال این بود که پروژه امریکا در کشاندن عراق و منطقه به هرج و مرج، به نتیجه برسد اما نشد و در نهایت دولت آقای محمد شیاع سودانی با حمایت نیروهای طرفدار مقاومت به قدرت رسید و تلاش دارد تا فرآیند دولت سازی را سر و سامان دهد.

انحلال کامل دولت سابق از سوی “پل پریمر” حاکم نظامی اشغالگران امریکایی در عراق توطئه بزرگی بود تا کل منطقه وارد فرآیند “هرج و مرج سازنده” گردد اما با مقاومت ایران و محور مقاومت این توطئه خنثی شد.

وجود پنج هزار تکفیری سعودی محکوم به اعدام در زندان “حوت” در استان ناصریه عراق شاخص مهمی در باره گستردگی سرمایه گذاری تخریبی ریاض در عراق بود.

عربستان در ماجراجویی دیگر و با  استفاده از فقر و ضعف “یمن” این کشور را مورد تهاجم قرار داد و تصور کرد که با پیروزی در یمن می تواند از آنجا معادلات منطقه را تغییر دهد اما علیرغم نه سال جنگ و جنایت و هزینه بیش از چهارصد میلیارد دلار؛ در برابر انصار الله  و دولت ملی صنعاء شکست خورد و اکنون ناچار به گفتگو با انصار الله شده تا شاید راهی برای خروج از این گرداب پیدا کند.

گستاخی ریاض به جایی رسید که برای راه اندازی شورش و اعتراض در داخل ایران سرمایه گذاری وسیعی کند اما این اقدام نیز با بصیرت اکثریت اجتماعی شکست خورد و ریاض راهی جز بالا بردن پرچم سفید در پیش نداشت.

در موج اعتراضات داخلی، عربستان نه تنها در رسانه ها مانند “ایران اینترنشنال” سرمایه گذاری کرد بلکه از گروه های جدایی طلب نژاد پرست و منافقین و تقریبا همه معاندان نیز حمایت مالی و تسلیحاتی کرد و با اخلال در بازار عرضه و تقاضای ارز، دنبال برهم زدن آرامش اجتماعی بود اما موفق نشد.

در جمع بندی می توان گفت که ریاض در دو دهه اخیر با همه توان ممکن خود وارد تقابل با ایران و محور مقاومت شد اما در همه جبهه ها شکست مفتضحانه ای خورد و ناچار به عقب نشینی شد.

البته عربستان سعودی تحت فشار این تحولات منطقه ای و نیز تحولات بین الملل ناچار شد بخشی از رفتارهای خود را تغییر دهد و یک حاشیه مستقل از امریکا برای خود دست و پا کند.

توافق عربستان با روسیه تحت عنوان اوپک پلاس و پایبندی ریاض به آن علیرغم فشار امریکا و نیز توافق عربستان با چین برای صدور روزانه ۴/۲ میلیون بشکه نفت بر اساس یوان و نه دلار، از جمله رفتارهای جدید ریاض در صحنه بین المللی است که زمینه توافق با ایران را فراهم ساخت.

البته جلوگیری از فرصت سازی برای دشمن صهیونیستی یکی از مهمترین عواملی است که ایران را به این توافق سعودی ترغیب کرد چراکه سیاست های تقابلی بین ایران و رژیم های مرتجع منطقه، به تل اویو فرصت می داد تا با کشورهای ناتوان منطقه توافق های امنیتی امضا کند و امنیت این رژیمها را به دست گیرد.

ولی اکنون با تغییر “سیاست های تقابلی به تعاملی” و نه “همپیمانی”، نه تنها راه نفوذ را بر رژیم صهیونیستی می بندد که این شیخ نشین ها را به سمت همکاری با ایران و دیگر کشورهای اسلامی رهنمون می سازد.

دایره چهارم: تحولات جهانی به زیان رژیم صهیونیستی

در دایره چهارم تحولات شتابان جهانی به ویژه در سطح تغییرات نظام بین الملل به نفع ایران و محور مقاومت بود و می توان گفت که این تحولات به زیان رژیم صهیونیستی و حامیان غربی آن بوده است.

انتقال مرکز قدرت جهانی از غرب به شرق و آسیا در ابعاد مختلف، نظام بین المللی را در معرض تحولات گسترده قرار داده است و اهمیت سیاسی ایران در جغرافیای سیاسی آسیایی بیشتر شده است.

بسیاری از اندیشمندان سیاسی بر این باورند که فروپاشی سه دهه پیش بلوک شرق و پایان جنگ سرد، تعریف “قدرت” را از اولویت “مولفه نظامی”، به “مولفه اقتصادی” تغییر داد.

هرچند مؤلفه های نظامی و فرهنگی و فن آوری و غیره در این معادله همچنان تاثیر گذار باقی ماندند.

در این فرآیند محاسبه قدرت اقتصادی کشورها بر اساس تولید ناخالص ملی با خطکش دلار انجام می گرفت اما اخیرا بسیاری از اقتصاددانان اعلام کردند که مقایسه اقتصاد های دنیا یا تولید ناخالص بر پایه دلار آمریکا یک نگاه قابل تامل و کاملا غربی است و تغییر این معیار سنجش نتایج بررسی را تا حد زیادی تغییر می دهد.

برخی از دانشمندان اقتصادی این روش محاسبه را دارای اشکالات متعددی می دانند. چرا که در این روش، محاسبه تولید واقعی ناخالص، بر پایه قیمت حقیقی و مقایسه آن با سالهای قبل صورت می گیرد تا حجم تولید مشخص گردد و حجم تورم در قیمتها نیز روشن شود و میانگین درآمد سرانه نمایان گردد.در این روش محاسبه تولید ناخالص ملی به دست می آید و با کشوری دیگرمقایسه می شود و جدول تراتبی قدرتهای جهان شکل می گیرد.

در حالی که در دنیای واقعی اساس محاسبه تولید ناخالص کشورها در داخل مرزها و بر پایه پول ملی صورت می گیرد و زمانیکه با دلار برابری می شود، توان خرید پول ملی در نظر گرفته نمی شود.این درحالی است که ممکن است پول ملی در داخل ارزش خرید بالاتری داشته و یا اینکه در برخی کشورها اساسا قیمت برابری پول ملی با دلار آمریکا چند نرخی باشد و این مسائل یک خط کش واقعی در محاسبه تولید ناخالص کشورها را منعکس نمی کند.

به عبارت دیگر توان خرید یک دلار آمریکا یا یورو اروپا در ایران یا مثلا در چین بیش از توان خرید آن در خود آمریکا و غرب و حتی در سطح منطقه است.

این تفاوت ناشی از سیاست های صادراتی این کشورهاست که به علت سیاست تشویق صادرات، قیمت کالای آنها در خارج ارزانتر از داخل است.

این سیاست ها در محاسبه حجم اقتصاد کمتر دیده می شود.

همچنین در زمانیکه قیمت پول ملی ایران کاهش می یابد،ارزش خدمات غیر صادراتی مانند خدمات تعمیر ماشین،آرایشگری ،ساختمانی و یا بهداشتی و غیره پایین تر از جاهای دیگر خواهد بود.

به عنوان مثال در توریسم درمانی در ایران قیمت عمل زیبایی در ایران یک سوم کشورهای منطقه است و این نشان می دهد که توان خرید دلار در ایران و منطقه تا چه حد تفاوت دارد.

درایران تغییر قیمت برابری دلار به دلایل سیاسی و فشارهای غرب صورت می گیرد.

بنابراین عملا بر اساس سنجه دلار، حجم تولید ناخالص ملی ایران را روی کاغذ بالا و پایین می رود.

درحالیکه حجم تولید واقعی در داخل ایران در واقع کم نشده است.

برای همین اقتصاد دانان اخیرا توصیه می کنند برای محاسبه حجم تولید ناخالص کشورها شاخص توان خرید را مبنا قرار دهند تا سطح واقعی زندگی نیز قابل تعیین گردد.

لذا برخی از اقتصاد دانان، میزان تولید ناخالص را معادل توان خرید، بر جمعیت تقسیم می کنند تا دهک های اجتماعی تعیین گردد و حجم فقر در کشورهای مختلف روشن شود.

به عنوان نمونه اگر حجم اقتصاد ده اقتصاد برتر جهان را بر پایه محاسبه حجم تولید ناخالص ملی در سال ۲۰۲۲ با مبنای دلار در نظر بگیریم – همانطور که در جداول اعلامی صندوق بین المللی پول نیز آمده است – نتیجه بسیار متفاوت تر از محاسبه ما بر پایه “قدرت خرید” خواهد بود.

به عبارت دیگر در محاسبه تولید ناخالص با روش متعارف و بر پایه دلار آمریکا، قدرت های اقتصادی غربی، در راس اقتصاد جهانی قرار می گیرند.

در حالیکه اگر با روش دوم و بر پایه توان خرید واقعی محاسبه گردد بسیاری از قدرت های آسیایی و جهان سومی وارد این دهک اول اقتصاد خواهند شد.

بر پایه محاسبه اقتصادهای کشورهای جهان بر اساس قدرت خرید، چین اولین اقتصاد جهان ، هند سوم و روسیه ششم و برزیل هشم و اندونزی دوازدهم و ایران ۱۶ خواهند بود و این عمق تحولات اقتصادی جهان را نمایان می سازد.

به عبارت دیگر تولید ناخالص ده اقتصاد برتر جهان در سال ۲۰۲۲ بر پایه قدرت خرید تقریبا ۵/۶۷ تریلیارد دلار بود و سهم تولید چین ، هند ، روسیه، اندونزی و برزیل ۵۴% از حجم آن است.

در حالیکه سهم ایالات متحد امریکا، ژاپن، آلمان، انگلیس و فرانسه تنها ۴۵ تریلیارد دلار است. و این درحالی است که در مبنای محاسبه تولید ناخالص بر پایه دلار۶۵%  تولید جهانی از آن غرب تعریف می شود .

درباره نظم جهانی صحبتهای اخیر نوام چامسکی یکی از نام اورترین اندیشمندان آمریکا در باره افول امریکا حقیقت انکار ناپذیری است که هیچ کس قادر به انکار آن نیست.

در دهه نود میلادی فرانسیس فوکویاما اندیشمند امریکایی با انتشار کتاب “پایان تاریخ و پیروزی نظام “دمکرات لیبرالیزم” غرب تصور می کرد که با سقوط بلوک شرق و گرایش اکثر نظام های سوسیالیستی اروپا به لیبرالیزم غربی، به پایان تاریخ نزدیک شدیم و بزودی، نظام غربی بر جهان، حکمفرما خواهد شد.

در همین راستا آقای ساموئل هانتنگتون دیگر دانشمند امریکایی با انتشار کتاب “جنگ تمدنها” این تصور را برای رهبران غربی پیش آورد که با از بین بردن تمدنهای مؤثر در سطح جهان می توانند نظام فرهنگی، اقتصادی و سیاسی غربی را بر کل گیتی حاکم سازند.

اما آقای زبیگنیِف برژینسکی مشاور سابق جیمی کارتر، رئیس جمهورسابق ایالات متحده آمریکا قبل از فوتش در سال ۲۰۱۲ در مصاحبه ای با شبکه یورو نیوز اروپا زنگ خطر را به صدا در آورد و اعلام کرد که شرایط سیاسی بین المللی بر وفق مراد آمریکا در حال حرکت نیست و اظهار داشت که امریکا یک امپراتوری فرسوده است که حتی توان بازسازی خود را ندارد.

فرید زکریا  شخصیت رسانه ای معروف آمریکا نیز با اشاره به افول آمریکا، از “جهان پس از آمریکا” صحبت می کند و تلاش دارد آن را با ارائه شاخصه هایی تبیین کند.

اکنون چین و هند با بهره گیری از نیروی انسانی بالا، رشد بی سابقه ای را رکورد زدند.

این دو کشور گرچه در ابتدا به عنوان کارگاه های جهانی عمل کردند و با سرمایه گذاری های شرکت های غربی روند توسعه را طی کردند اما امروز از زیر ساخت های فناورانه مستقل و قابل توجهی برخوردارند.

چامسکی در پاسخ به سئوالی در باره علل افول آمریکا اعلام کرد که آمریکا بدلایل داخلی در حال افول است و این افول بر اساس چشم خوردن نیست، بلکه بر اساس آمار و قرائن است.

سرمایه داری وحشی بر این نظام ، حاکم شده و تعدادی سرمایه دار بر اکثر ثروت ها ی اجتماعی این کشور سلطه یافته و روند توسعه را کند کرده و شرایط آموزش و بهداشت در آمریکا تنزل داده است.

شرایط بد بهداشتی، امریکا را در دوره فراگیری بیماری کرونا به کشور اول جهان از لحاظ تلفات قرار داده است.

در حالیکه چین موفق به اصلاح ساختار سیاسی و اقتصادی خود شد و با قلمه زدن نظام کمونیستی خود با برخی از شاخص های نظام سرمایه داری موفق شد یک نظام دو سیستمه پدید آورد که زمینه پیشرفت و توسعه سریع را برای آن فراهم سازد.

چامسکی افزود؛ چین جایزه جمعیتی را دریافت کرد و هند بر اساس همین باور  “پا جای پای” چین می گذارد و حرکت    می کند.

جمعیت فراوان، جوان بودن جمعیت و دستمزد کم علت اصلی این پیشرفت های شگفت انگیز است.

مجموع این اظهارات اندیشمندان غربی نشان می دهد که تحول در نظام بین المللی بر اساس شاخص های علمی اجتناب ناپذیر است و کسی نمی تواند چرخه تحولات را متوقف کند.

رهبران امریکا که مدعی اند در راس نظام بین المللی باقی خواهد ماند یا جاهل اند یا اینکه خود را به جهل زده اند.

در امریکا یک در صد جمعیت، دو سوم ثروت ملی را در اختیار دارند و این ظلم در توزیع ثروت های ملی موجب شد تا تشکل هایی مانند جنبش مخالفان والت استریت ظهور یابند و به این نظام توزیع ثروت اعتراض کنند .

آمریکا امروز با ۵/۳۱ تریلیون دلار بدهی بزرگترین ابر بدهکار جهان است و بودجه سالانه آن کسری فاحشی دارد.

اخیرا در اجلاس هفت کشور صنعتی در انگلیس تظاهرات وسیعی در این کشور برپا شد که خواهان برقراری مالیات بر ثروتمندان شدند.

این واقعیات اجتماعی که سیاست مداران غرب که حامیان سرمایه داران ان،د حاضر به درک آن نیستند، به زودی به افول این نظام خواهد انجامید.

غرب از افول سوسیالیزم به علت عدم توازن در مناسبات اجتماعی عبرت نگرفت و اکنون همین اشتباه را تکرار می کند.

در نظام های سوسیالیسم “فرد” را نادیده گرفتند و سقوط کردند و اکنون نظام سرمایه داری “جمع” را نادیده می گیرد و به زودی قربانی خواسته های چند سرمایه دار خواهد شد.

۵جمع بندی:

در جمع بندی می توان گفت که تحولات داخلی فلسطین و اجماع مردم بر راهکار مقاومت و نیز تحولات منطقه ای و بین المللی به نفع آرمان فلسطین است.

چرا که وجود شبکه رژیم های کاملا وابسته به غرب در منطقه و حمایت مالی و تسلیحاتی غرب از این رژیم ها بخش قابل توجهی از قدرت رژیم صهیونیستی به شمار می آید که اکنون با تحولات کنونی جهانی این شرایط در حال تغییر است.

همچنین وجود غرب در راس نظام بین المللی مهمترین چتر حمایت سیاسی، نظامی و امنیتی را برای رژیم اشغالگر قدس فراهم می کند و این رژیم را فوق قانون در می آورد.

تغییر این شرایط و ناتوانی صهیونیست ها برای تغییر همپیمانی ها و ایجاد سریع شبکه تاثیرگذاری بر قدرت های جدید جهانی نیز این رژیم را در عرصه بین المللی تضعیف خواهد کرد.

تغییر معادلات منطقه ای به نفع محور مقاومت نیز کمک می کند تا سیاست حمایت از مقاومت فلسطین و عمق جبهه آن  گسترش یابد و این تحول، حجم تهدیدات رژیم صهیونیستی را در آینده افزایش خواهد داد.

Share on facebook
Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp
Share on print

لینک کوتاه خبر:

https://i1444.ir/?p=11262

اخبار مرتبط:

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

  • پربازدیدترین ها
  • داغ ترین ها

پربحث ترین ها

تصویر روز:

پیشنهادی: